تبليغاتX
راهی مستقیم بسوی دوست
دل نوشته هایی به دوست
حدود یکسال بود تو وبلاگم مطلب نزده بودم.

امروز رنگ و آبش رو یه کم تغییر دادم و قصد دارم دوباره شروع کنم به نوشتن.

البته برای من واقعی بودن خودم و مطالبم موضوعیت داره! خیلی ها با هدف جلب توجه و نظر متفاوت و غیر واقعی ظاهر می شن. درسته در فضای مجازی خیلی فرقی نمی کنه ولی قطعا در شخصیت و زندگی واقعیشون بی تاثیر نخواهد بود.

خودتون باشید و بهش افتخار کنید..

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم تیر 1388ساعت   توسط مهدی   | 

ردیف

عنوان

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 چشم چشم دو تا چشم    خمار و نافذ و مست 318 0:04:48
2 اتل متل یه بابا    دلیر و زار و بیمار 297 0:04:28
3 اتل متل یه مادر    نحیف و زار و خسته 567 0:08:39
4 اتل متل يه جعبه    پر از مداد رنگی 779 0:11:56
5 آی دونه دونه دونه    نون و پنیر و پونه 594 0:09:04
6 آی قصه قصه قصه    نون و پنیر و پسته 742 0:11:22

با تشکر از سایت آوینی

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387ساعت   توسط مهدی   | 

        +

         =

امام باقر(علیه السلام )فرمود: لبخند مردى بر صورت برادر مؤ منش و بر طرف كردن گرفتارى و مشكل از او، كار نيكويى است و بعد فرمود محبوب ترين چيز نزد خداى متعال ادخال سرور در قلب مؤ من وارد است.

امام صادق عليه السلام فرمود : کسى از شماها گمان و خيال نکند اگر مؤمنى را خوشحال کرد تنها او را خوشحال کرده باشد بلکه قسم به خدا علاوه بر ما اهل بيت عليهم السلام ؛ پيامبر اسلام صلى الله عليه وآله وسلم را هم شاد و مسرور نموده است . الکافي ج2 ص189
در ذیل راجع به شتر بخوانید.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387ساعت   توسط مهدی   | 

قرآن کریم: آيا به شتر نمي نگرند که چگونه آفريده شده؟

۱-در فیلم حضرت یوسف یک سکانسی را نشان داد که قابل توجه بود.

   مردی از کنعان در پی شترش از کنار زندانیان مشغول به کار می گذشت و یوسف با او هم صحبت شد و در انتها شتر فراری به سمت صاحبش بازگشت. مرد پرسید: چگونه این شتر فراری به من بازگشت در حالیکه مدت زیادیست در پی اویم و او گریزان؟ یوسف نبی فرمود: هر کسی در این جهان پی ماموریتی است و این شتر هم به وظیفه خود عمل کرده! مرد با اینکه این معجزه آشکار را دید پاسخ داد: قافله منتظر من است و باید بروم و رفت..

نتیجه: برای همه ی ما چنین اتفاقاتی افتاده و زیاد شنیده ایم ولی در ما اثر نکرده است چون باید در پی قافله برویم.و رفتیم...

۲- سعدى : وقتى با كاروانى از سفر حج باز مى گشتم، در ميانه راه ميان اهل كاروان دعوا در مى گيرد، و حاجيان شروع مى كنند به يكديگر بد و بيراه گفتن و به سر و روى يكديگر كوفتن. كسى از كاروانيان كه شاهد اين صحنه بود، از سر تأسف سر تكان مى داد، و با خود مى گفت:
از من بگوى حاجى مردم گزاى را
كو پوستين خلق به آزار مى درد،
حاجى تونيستى، شترست از براى آنك
بيچاره خار مى خورد و بار مى برد
۳- حضرت زین العابدین علیه السلام شتری داشت که بر اساس بعضی از روایات بیست و دو بار با او به حج رفته بود، اما در تمامی این مدت حتی یک ضربه تازیانه هم به او نزده بود. امام در شب شهادت خود سفارش کرد به این شتر رسیدگی شود.
وقتی امام به شهادت رسید، شتر یکسره به سوی قبر مطهر امام رفت، در حالی که هرگز قبر امام را ندیده بود. خود را به روی قبر انداخت و گردن خود را بر آن می زد و اشک از چشم هایش جاری شده بود.
خبر به حضرت امام باقر علیه السلام رسید.
امام کنار قبر پدر رفت و به شتر گفت:« آرام باش. بلند شو. خدا تو را مبارک گرداند.»
شتر بلند شد و برگشت ولی پس از اندکی باز به قبر برگشت و کارهای قبل را تکرار کرد.
امام باقر باز آمد و او را آرام کرد ولی بار سوم فرمود:« او را رها کنید! او می‌داند که از دنیا خواهد رفت.»
سه روز نگذشت که شتر از دنیا رفت.


۴-سوال: آیا با توجه به پیشرفت  علم و تکنولوژی درست است که زکات به همین صورت باقی بماند و تغییری در آن ایجاد نشود؟

امام باقر و امام صادق(علیهما السلام) فرموده اند:‌ "خدا زکات را با نماز واجب کرد و پیامبر پرداخت زکات را در نُه چیز دانسته و از بقیة اشیا عفو کرده است".

   شهيد مطهري:....زکات در مورد چيزهايي وضع شده که انسان آنها را با کمک طبيعت به وجود مي آورد، آن هم طبيعت سهل و ساده؛ يعني انسان به نسبت کار کمي انجام مي دهد و طبيعت کار بيشتر را انجام مي دهد و محصول را مفت و رايگان در اختيار انسان مي گذارد. مثلاً گندم که انسان بوجود مي آورد در قسمت کمي، فکر و عمل او دخالت دارد و قسمت بيشتر فعاليت طبيعت است. لذا اسلام به انسان مي گويد اينجا که از سخاوت طبيعت استفاده مي کني مقداري از آن را بايد در راههاي ديگر بدهي اينجا اگر چيزي با زکات قابل قياس باشد موارد ديگر مثل برنج است: چرا گندم بايد زکات داشته باشد و برنج نداشته باشد؟ اين مساله در سابق هم مطرح بوده است در جواب گفته اند آن سادگي در موارد زکات هست در برنج نيست يعني به آن سادگي که گندم به دست مي آيد برنج به دست نمي آيد و زحمت زيادي مي خواهد و زکات در واقع به اين علت است که يک مقدار از چيزي را که طبيعت رايگان در اختيار انسان قرار مي دهد به ديگران بدهد. اما ماليات موضوع ديگري است امري متغير و از اختيارات حکومتي است. وضع ماليات از اختيارات حاکم شرعي است. او در هر زماني مي تواند براي هرچيزي ماشين و غيرماشين هر چه باشد برطبق مصلحتي که ايجاب مي کند ماليات وضع کند. اين ربطي به زکات ندارد. بنابراين نبايد زکات و ماليات را با هم مقايسه کرد. اميرالمؤمنين در زمان حکومتشان براي اسب زکات وضع کردند و اين از مسلمات است فقهاي بعد دو جور استنباط کردند: بعضي گفتند زکات اسب مطلقاً مستحب است و اميرالمؤمنين آن را به طور مستحب گرفته اند. ولي ديگران جور ديگر استنباط کردند و گفتند: وضعيت اسب و اسب سواري جوري بود که اميرالمؤمنين به حسب مصلحت آن زمان از اختياراتي که به عنوان يک ولي امر شرعي داشتند استفاده کردند و زکات اسب را وضع کردند، ممکن است زمان ديگري مشابه زمان ايشان باشد که باز زکات است واجب مي شود و ممکن است تغيير کند و زکات اسب واجب نباشد.     منبع:اسلام و مقتضيات زمان؛

 در یک سایت پاسخ به شبهات دینی این مطلب به عنوان نتیجه گیری وجود داشت:"در هر صورت به خاطر این که اسلام دین سهل است،‌ بر این نُه چیز زکات را واجب ساخته و در موارد دیگر زکات را واجب نساخته است، ولی اگر فقیه جامع الشرائطی پیدا شود که نیاز جامعه را بداند،‌ می تواند اضافه کند، حتی بر ماشین و منزل های متعدد."www.porsojoo.com

حالا ربطش به شتر چیست الله اعلم.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387ساعت   توسط مهدی   | 

   این روزا دارم یه مقاله هایی رو می خونم که نویسندگانش قلم های رسا و جامع نگری دارن و خیلی محکم می نویسند لکن حوزه هیچ عکس العمل مناسبی در برابر گفته هاشون نداشته! من نمی خوام له یا علیه کسی بنویسم ولی داشتم یه سایت رسمی حوزه رو بررسی می کردم. نوشته بود پاسخ به شبهات رایج و متداول. وقتی سوالات رو دیدم گفتم"احسنت چقدر پیشرفته شدن و الحمد لله دارن خوب کار می کنن!"

   اما وقتی جواب ها رو دیدم خیلی حالم گرفته شد. متاسفانه خیلی ضعیف و بی کیفیت پاسخ داده بودند. اگر این قسمت رو حذف می کردن بهتر بود چون لا اقل شبهه ای ایجاد نشده بود.

   واقعا چه کسی حق نقد منصفانه از این عملکرد ضعیف رو داره. من به عنوان یک فرد مسلمان و معلم قرآن جرات زدن خیلی حرف ها رو ندارم. حتی خود روحانیون هم بعضا حق مخالفت با برخی مطالب رو ندارن.

   من از دوستان طلبه یا روحانیون عزیزی که این مطلب رو می خونن خواهش عاجزانه دارم اگر در اشتباهم من حقیر رو راهنمایی کنند.

- چرا در جامعه نیستید؟

- چرا مسائل و دغدغه های اقشار مختلف کمتر مطرح میشه!

- چرا برخی وعاظ اینقدر ضعیف و عوامانه در جامعه ظاهر می شوند؟

- چرا هجمه گسترده شبهات پاسخ داده نمی شود؟

- چرا جوانان و خیلی از بچه های مذهبی از فضای حوزه دور شده اند؟

و چراهای زیاد....

به خدا آنچه برخی از طلبه ها به عنوان بدیهیات می دونند در جامعه سوال اساسی است و فضای فکری و ذهنی شما و دغدغه های شما با مردم فرق می کنه! حالا مشکل از چه کسی است الله اعلم

من به خیلی موارد انتقاد دارم که می توانم بحث کنم اما نمی خواهم بد خواهان سوء استفاده کنند!

إن أريد الا الاصلاح ما استطعت وما توفيقى الّا باللّه

طلبه عزیز من رو کمک کن!

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم آبان 1387ساعت   توسط مهدی   |